قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2511

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و هفتاد و پنجم از رحلت خير البشر در روضة الصّفا مسطور است كه در اين سال ، سلطان ملكشاه فرمود كه در بغداد مسجد جامع بنا كردند و بهرام منجّم به عمل قبلهء آن مسجد با جمعى از ارباب علم نجوم مقرّر گشت . و خواجه نظام الملك و اكثر امرا و اعيان در اين سال از جهت خود در بغداد ، سرا و باغ طرح انداختند و مقرّر چنان شد كه هرگاه سلطان به بغداد درآيد ، هركس به منزل خود نزول نمايد . امّا مفرّق الأحباب و الجماعات « 1 » در همان سال جمعيّت ايشان را آنچنان متفرّق و پراكنده گردانيد كه گويا هرگز با يكديگر نبودند . اوّل وهنى كه در دولت سلطان ملكشاه ظاهر شد انحراف مزاج او بود نسبت به خواجه نظام الملك . و سبب انحراف او از خواجه نظام الملك آن بود كه ميانهء تركان خاتون ، دختر پادشاه تركستان ، كه منكوحهء سلطان ملكشاه بود و خواجه نظام الملك به واسطهء آنكه تركان خاتون ميل آن داشت كه وليعهد سلطان پسر او باشد محمود نام و خواجه نظام الملك مىخواست كه وليعهد و قائم‌مقام سلطان بركيارق ، كه از خاتون ديگر متولّد شده بود ، باشد ، نقار و وحشت به درجهء عداوت شديد رسيد « 2 » . بنابراين ، تركان خاتون هميشه در خلوات پيش سلطان خبث خواجه كردى و زلّات واقع و لا واقع او را خاطرنشان سلطان نمودى و افعال حسنهء او را در لباس زشتى جلوه دادى .

--> ( 1 ) . پراكنده‌كنندهء دوستان و گروهها ، منظور جمله هم مىتواند خداوند باشد و هم دست روزگار . - و . ( 2 ) . نظام الملك در اين موقع چندى بوده است كه بر اثر سعايت بعضى از اصحاب ديوان از قبيل أبو الغنايم تاج الملك مرزبان بن خسرو فيروز شيرازى ، رئيس ديوان رسائل ملكشاهى ، سيّد الملك عارض لشكر ، و عميد الملك ، وزير فارس ، از نظر التفات ملكشاه افتاده بود ؛ - وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، ص 50 .